یوم الحسره

مقدمه:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

 الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره و سببا للمزید من فضله و دلیلا علی آلاله و عظمته (نهج البلاغه خطبه 157 )

 ثم الصلاه و السلام علی حبیبه و خیرته ابالقاسم المصطفی محمد
انشاءالله خدای تبارک و تعالی قلبهای همه ما را به نور قرآن و معارف اسلامی منور گرداند برای سلامتی وجود مقدس ولی الله الاعظم امام زمان ارواحنافداه و تعجیل در ظهور با برکتش و برای برآمدن حاجات و شفای بیماران صلواتی عنایت کنید.

موضوع بحث : یوم الحسره

 بحث ما در این جلسات نورانی در رابطه با واژه حسرت در قرآن بود عزیزانی که روزهای قبل هم حضور داشتید عرض کردیم یکی از اسامی قیامت یوم الحسره است یعنی روز حسرت این اسم یک بار در قرآن آمده و انذرهم یوم الحسره ما چند روزی است که روی این واژه یوم الحسره داریم صحبت می کنیم که اگر قیامت را می گویند روز حسرت دلیلش چیست؟ مگر به چه چیزی آدمها آنجا حسرت می خورند؟ که اسم قیامت را گذاشتند روز حسرت روزی که انسانها در آنجا می گویند «یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله» (سوره زمر آیه156)
عوامل حسرت را عرض کردیم شمردیم حدود 10 یا 12 عامل در روایات آمده  به نظرم چهار پنج تایش را روزهای قبل خدمت شما عرض کردم که چه عواملی باعث حسرت انسانها می شود روایاتش را از ائمه معصومین از آیات کریمه قرآن خدمت شما خواندیم امروز هم چند تا عامل دیگر را عرض می کنم و این بحث را جمع می کنیم دیگر و انشاءالله فردا یکی دیگر از اسامی قیامت را بحث خواهیم کرد.
حالا چند تا عامل دیگر را من یادداشت کردم امروز خدمت شما می خوانم و مواردش را اشاره می کنم:

عامل پنجم حسرت در روز قیامت

مخالفت با نصیحت ناصحان

 یکی از عوامل دیگر حسرت امیرالمومنین(ع) می فرماید :

فان معصیته الناصح الشفیق العالم المجرب یورث الحسره او تورث الحسره(شرح نهج البلاغه ج2ص204)

 یکی از عواملی که باعث حسرت می شود روز قیامت مخالفت با نصیحتها است مخالف الناصح الشفیق ناصح یعنی چه؟ 
ناصح یعنی خیرخواه پسری که با نصیحت پدرش مخالفت کرده امتی که با نصیحت پیغمبرش مخالفت کرده دانش آموزی که با نصیحت معلمش مخالفت کرده مستمعی که با نصیحت واعظ و به اصطلاح با نصیحتهای ائمه مخالفت کرده اینها حسرت می خورند
(فان معصیته الناصح) ببینید انبیا یکی از حرفهایشان این بود می گفتند ما ناصح هستیم ما آمدیم نصیحت کنیم ما خیرخواه هستیم ما که پول از شما نمی خواهیم ما که نمی خواهیم چیزی به جیبمان بزنیم مرتب در قرآن این تاکید شده اکثر انبیا دارد« لا اسئلکم علیه اجرا» (سوره هود آیه56)
بابا ما از شما مزد نمی خواهیم پیغمبر اکرم می فرمود :« اجری الا علی الله» (سوره یونس آیه72) اجر من بر خداست
یک جایی گفت موده اهل بیت اجر رسالت من است(سوره شوری آیه23)
موده اهل بیت مال خود شماست این هم به خود شما بر می گردد وقتی آن نماینده های حضرت عیسی آمدند در شهر انتاکیه ،حبیب نجار همین را گفت گفت مردم چرا به اینها ایمان نمی آورید؟ اینها کسانی هستند که پول از شما نمی خواهند . 
« و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین اتبعوا من لا یسئلکم علیه اجرا» (سوره یس آیه21)
یکی مثلا رمالی می کند می خواهد پول به جیب بزند فرض کن شیادی می کند می خواهد پول به جیب بزند معرکه گیری می کند می خواهد وضع جیب خودش خوب بشود.

پیروی از منحرفان :

درزمانهای گذشته یک کسی ادعای پیغمبری کرد برای اینکه وضع مالیش خوب بشود خوب یک سری مرید هم پیدا کرد.
آدمهایی که دنبال گوساله هم می دویدند بودند و تا جاهل در عالم هست همیشه ستمگران و ظالمان و افرادی که خلاصه دنبال مطامع شخصی خودشان هستند کار را پیش می برند.
ببینید این همه عالم و این همه کتاب و دارند می گویند امام زمان غیبت دارد امام زمان کسی زمان ظهورش را نمی داند امام زمان گفته برای من وقت تعیین نکنید باز گوشه و کنار در هر شهری یکی پیدا می شود ادعای امام زمانی می کند 100 و 200 تا مرید هم پیدا می کند این مریدها از آن نادانتر هستند از آن احمق تر هستند که دنبال او می دوند دنبال آن شخص می دوند .
یک کتابهایی دست من دادند بعضیها چاپ هم شده در بازار من نمی دانم این نشریات را چه کسی نظارت می کند بر چاپش چه کسی در واقع کنترل می کند چطور اینها اجازه و مجوز چاپ می گیرند راحت آقا ، زمان ظهوراعلام می کند . آقا سال فلان تاریخ فلان ظهور امام زمان است .هر حادثه ای را هم آمده ربط داده چیزهایی که من بارها روی منبرها گفتم آقا این علائم ظهور بسیاری از این علائم ظهور متصل به ظهور امام زمان نیست از زمان رحلت پیغمبر تا امروز یک سری علائمی را بیان کردند که اینها اکثرا غیر قطعی است و اکثرا خواستند فکر مهدویت در ذهنها بماند نخواستند بگویند اینکه پیش می آید امام زمان ظهور می کند انقراض بنی عباس در بعضی از روایات به عنوان علامت ظهور آمده بنی عباس چند سال است منقرض شده است قرن هفتم 700 سال است منقرض شدند یکی از علائم ظهور بله یکی دو تا علامت قطعی ما در ظهور داریم خروج سفیانی است و بعضی علامتهای دیگر دو سه تا مورد حداکثر علامت قطعی داریم که اینها را هم نه کسی می تواند منطبق کند بر چیزی و نه کسی می داند حقیقتش چیست؟
آقا فلان آقا را فلان کس را آنجا دید گفت این فلانی است فلان آقا گفت 11 سپتامبر نشانه ظهور است فلان آقا گفت سال دو هزار و کسی ادعای پیغمبری کرد، یک عده هم مرید پیدا کرد این می خواست پول به جیب خودش بزند یک مدتی که گذشت دید نه مردم برای پیغمبر پول بیار نیستند مردم مریض دارند می آیند می گویند آقا شفا بده نمی دانم گرفتار هستند فقیر هستند در خانه شان دختر گرفتار شده بیشتر گرفتار شده مراجعه می کنند مردم را جمع کرد گفت آقا من دروغ گفتم ببخشید من اصلا پیغمبر نیستم من می خواستم یک چیزی گیرم بیاید برایم دردسر شد گفتند نه تو خوب پیغمبر هستی متواضع هستی که خودت هم خودت را قبول نداری معلوم است خیلی تواضع دارید (مرحوم شیخ عباس این را نقل کرده )هر چه فریاد زد ناله زد گاهی می بینیم مرید دست برنمی دارد .خود مراد گفت من بیخود گفتم ، مرید دست بر نمی دارد سامری رها کرده بود بعضی طرف دارهایش رها نمی کردند می گفتند نه این درست گفته و لذا وحی شد به پیغمبر آن زمان برو سراغش به او بگو فایده ندارد تا قیامت هم که گریه کنی فایده ندارد با گریه و توبه حل نمی شود باید تک تک این مریدها را برگردانی تک تک اینها را از این عقیده باید برگردانی چون کسی که یک عده ای را گمراه می کند گناه آن گمراه شده ها هم گردن این هست قرآن می فرماید:« لیحملوا او زارهم کامله یوم القیامه» (سوره نحل آیه25)
اینهایی که افراد را با یک کتابی با یک مقاله ای با یک سی دی با یک شبهه ای گمراه می کنند هم گناه خودشان را می برند .
« و من اوزار الذین یضلونهم بغیر العلم» (سوره نحل آیه25) وزر و وبال آنهایی که باعث گمراهیشان شدند اینها باید جواب بدهند روز قیامت مسوول هستند .
بحث ما این است چه چیزی باعث حسرت می شود؟ یکی از عوامل حسرت این است : (فان المعصیته الناصح الشفیق) مخالفت با نصیحت آدمهای شفیق آدمهایی که مهربان هستند آدمهایی که دلسوز هستند العالم عالم هستند المجرب مجرب هستند تورث الحسره باعث حسرت می شود مخالفت با این نصیحتها باعث حسرت می شود.
فراوان داشتیم آقا گاهی یک نصیحت باعث شده است که یک کسی در مسیر بیاید باعث شده است یک کسی یک خطی را رها کند در جنگ صفین مرتب اصحاب امیرالمومنین خطبه می خواندند و گاهی هم یکی دو تا از همان طرف می آمدند به سپاه امیرالمومنین می پیوستند هاشم مرقال و هاشم بن عتبه که از فامیلهای عمر سعد هم هست منتهی آدم بسیار متدینی است و پسر دایی عمر سعد اگر اشتباه نکنم ولی خیلی آدم متدینی است مومنی است خیلی حضرت امیر را دوست داشت اینقدر دوست داشت که وقتی می خواست برود میدان در صفین آقا به او فرمود وصیتی نداری گفت آقا یک مطلب فقط بگویم و بروم وصیت نیست فقط یک اعلام وفاداری است حاضر نیستم همه دنیا را در دست من بگذارند ولی بگویند با دشمن علی بیعت کن آقا ولایت شما می خواهم در من قوی باشد من این را می خواهم از خدا ،         خیلی حضرت را دوست داشت خودش می گوید آمدم میدان یک جوانی داشت می جنگید در میدان ، دیدم همینطور که دارد می جنگد دارد به حضرت امیر ناسزا می گوید دارد تندی می کند ناسزا می گوید می گوید نگه داشتم او را گفتم چرا فحش میدهی چرا ناسزا می گویی فحش و صب و ناسزا در فرهنگ ما نیست چرا ناسزا می گویی گفت به دو دلیل :
به ما گفتند یک : ان صاحبکم لا یصلی مولای شما امیرالمومنین نماز نمی خواند و انه قاتل عثمان(شرح نهج الابلاغه ج8ص204) 
خلیفه سوم را هم او به قتل رسانده گفت من با یک کسی دارم می جنگم که این عقیده اش اینطور شکل گرفته ببین شما یک آدمی که می آید با یک کمربند انفجاری خودش را به زائر امام حسین می زند زن و بچه و مردم را می کشد اینقدر روی این تبلیغات کردند این شرک است و آن باعث ورود به بهشت است این چنان است این ذهن تخلیه شده واقعا سپاه معاویه با عقیده می جنگیدند با حضرت امیر واقعا تبلیغات کاری کرده بود روی اینها آنچنان ترسیم کرده بود طرف دارد می جنگد فکر می کند علی را بکشد الان بهشت می رود اینطور است و لذا گفت آقا من دارم با یک آدم بی نماز و قاتل عثمان می جنگم هاشم مرقال می گوید من دیدم این کشتنش صلاح نیست این باید درستش کرد دستش را گرفتم آوردم داخل سپاه امیرالمومنین گفتم اینها را می شناسی این عمار است این اویس است اینها دور حضرت امیر بودند عمار اویس ببین روی پیشانیهایشان آثار سجده دارد مگر می شود امام اینها بی نماز باشد اینها مریدان این امام هستند پیشانیشان سجده بسته این عمار این اویس این مسلم بن جاشعی اینهایی که دور حضرت را گرفتند اینها کسانی هستند که آثار سجده به پیشانیهایشان است آنوقت ،حضرت علی(ع) هزار رکعت گاهی شبانه روز نماز می خواند البته در نقلها دارد شبانه روز و نماز مستحبی را هم می دانید که غالبا در مسیر روی اسب پشت ماشین همه جا می شود خواند نماز مستحبی دیگر شرط قبله و شرط این مسائل را ندارد آدم پشت فرمان من خیلی از رفیقهایی که متدین هستند گاهی با آنها تهران می روم پشت ماشین نماز شب می خواند مکرر دیدم بعضی دوستانی که آشنا هستیم اشکالی هم ندارد حالا یک کسی هم  صحبت کرد نماز را قطع کرد عیبی ندارد ضرورت پیش آمد رویش را برگرداند اشکال ندارد.
ابن تیمیه قرن 8 تفکر وهابیت را گذاشت و خیلی هم با تندی کتابی بنام منهاج السنه را نوشت اصلا فحاشی کرده خیلی جاها به علامه حلی توهین کرده در مقابل این  کتاب ،علامه حلی کتابی  نوشت علامه حلی و ابن تیمه هم عصر هستند هر دو قرن 8 هستند یک کتابی نوشت علامه حلی به نام منهاج الکرامه این کتاب را در رد او نوشت اخیرا یک کتابی نقد منهاج السنه از جناب آقای میلانی دیدم چاپ شده کتاب خوبی است البته عربی است همه اینها عربی است هم منهاج السنه هم نقدش.
خوب اینکه حالا ابن تیمیه در این منهاج السنه اش می گوید یکی از چیزهایی که بعید است مگر می شود  کسی هزار رکعت نماز بخواند این اصلا کارش تعطیل می شود زندگی اش تعطیل می شود آقا تو اول بیا ببین نماز مستحبی چه شرایطی دارد نقل در شبانه روز است علامه امینی ایستاد خواند نماز را یک شب هزار رکعت گفت تازه اگر یک شب هم خوانده باشد می شود آن هم بعدی ندارد ما الان افرادی را می شناسیم بنده خودم می شناسم شبانه روز یک ختم قرآن می کند گاهی دو تا ختم قرآن می کند کاری از ما نمی آید نباید منکرش بشویم نباید نپذیریم.
این است که هاشم در جنگ صفین  می گوید  آن جوان را آوردمش کنار یاران حضرت گفتم ببین آقا اینها یاران امیرالمومنین هستند اینها آثار سجده روی پیشانیهایشان است اما این که می گویی قاتل خلیفه سوم این دروغ است این تهمت محض است امیرالمومنین در خانه اش نشسته بودند مردم شورش کردند انقلاب کردند ریختند در مدینه خود مردم وارد خانه خلیفه سوم شدند او را به قتل رساندند اصلا حضرت از خانه بیرون نیامد نه خودش بیرون آمد نه اجازه داد به  کسی ، در این جریان ریختند مردم کار کار مردمی بوده مردم ریختند خلیفه سوم را کشتند چه حرفی است معاویه از آب گل آلود ماهی گرفت از آب گل آلود آمد به نفع خودش استفاده کند گفت علی قاتل عثمان دروغ می گفت.
و همچنین درباره سپاه جمل ، زبیر خودش بهتر از هر کسی می دانست که امیرالمومنین کاره ای نبوده در این قضیه جوان این حرفها چیست که می زنی ، انسان باید فکر کند گفت آقا درست است حرف درستی است آمد و بلاخره ایشان پیوست به امیرالمومنین این کار را می گویند نصیحت عمروعاص فریاد زد برگرد خدعک العراقی(بحارالانوار ج33ص35)(شرح نهج البلاغه ج8ص36) این عراقی تو را گول زد گفت چرا بگردم؟ نصحنی نصیحت کرد مرا حرف خوبی به من زد تو گولم زده بودی تو نگذاشتی من بفهمم.
چیزی که امروز گاهی متاسفانه در اذهان جوانها و نوجوانهای مختلف هم این را ترویج می کنند خوب آقا بگذار بیاید حرف ما را هم بشنود بگذار بیاید پای صحبت ما هم بنشیند
من در مسجد النبی بودم دو تا از این طلبه های جوان وهابی که عربستانی هم نبودند مال عراق بودند مال مرز عراق و عربستان آمده بودند در مسجد النبی من هم داشتم قرآن می خواندم یک کمی ایستادند به ما نگاه کردند با یک حالت تحقیری من هم سلام عرض کردم خدمتشان نشستند گفت که شما قرآن را بد تفسیر می کنید گفتم یعنی چه بد تفسیر می کنید شما این تفسیر المیزان را بگذار جلویت قرآن چند گونه تفسیر دارد یک تفسیر ما داریم تفسیر قرآن به روایت گاهی آیات را با روایت تفسیر می کنیم یک تفسیر داریم تفسیر قرآن به قرآن گاهی آیات را خودش با خودش تفسیر می کنیم یک تفسیر داریم قرآن با ادله عقلی گاهی قرآن را با ادله با لغت تفسیر می کنیم هر تفسیری هم با یک نگاهی نوشته شده مثلا در خود اهل سنت هم همین طور است آنها هم کتابی دارند درالمنثور مال سیوطی است فقط قرآن را با حدیث تفسیر کرده خوب این کتاب کامل که نیست فقط نویسنده می خواسته روایات را بیاورد ما هم همینطور هستیم تفسیر البرهان ما اینطور است روایات در تفسیر قرآن آمده تفسیر صافی فیض کاشانی تقریبا همینطور است گاهی نه یک نویسنده می خواهد قرآن را با عرفان تفسیر کند با فلسفه  تفسیر کند مثل تفسیر ملاصدرا تفسیر ملاصدرا اینطور است گاهی نه ، یک کسی مثل علامه طباطبایی می گوید آقا نه من فقط می خواهم قرآن را با خود قرآن تفسیر کنم می شود مثل تفسیر المیزان من اینها را برای آنها توضیح دادم گفتم خود شما تفسیر المنار دارید مال رشید الرضا بیشترش با روایات نیست با خود آیات و با خود مطالبی است که از خودش دارد ما هم همینطور هستیم البرهان بعد یک چند تا آیه را خواند گفت مثلا شما این آیه را چه معنا می کنید یک آیه ای را خواند گفت شما می گویید منظور از این آیه امیرالمومنین است مثلا اهدنا الصراط المستقیم گفتم ببین آقا صراط مستقیم معنایش روشن است یعنی راه مستقیم قرآن هم می گوید« ان اعبدونی هذا صراط مستقیم »(سوره یس آیه61) مرا بندگی کنید من صراط مستقیم هستیم
ما نمی گوییم تفسیر صراط مستقیم علی بن ابیطالب است کسی این را نگفت صراط مستقیم یعنی راه مستقیم منتها هر چیزی یک مصداقی دارد شما اگر آمدی گفتی آقا مثلا عالم کسی است که درس خوانده باشد بعد گفتی آقای فلان مصداق عالم است این می شود مصداق ما هم می گویم مصداق صراط مستقیم یکیش امیرالمومنین است چون بالاترین عبادت را علی داشت پس علی صراط علی صراط مستقیم است نمی گوییم معنای صراط مستقیم این است این تفسیر آیه نیست این تاویل است این بیان مصداق است.
یک قدری که صحبت کردم گفت نه به ما اینطور نگفتند معلمهای ما سر کلاس می گویند که شیعه ها همه قرآن را تفسیرش را اینطوری می کنند گفتم آقا شما اشکالت همین است در کتابخانه های شما کتابهای ما نیست من در یک کتاب فروشی شما در کل مکه و مدینه یک تفسیر المیزان ندیدم ولی شما بیا قم پاساژ قدس برو همین الان شما برو پاساژ قدس بگو من تفسیر المنار می خواهم به تو می دهند بگو صحیح بخاری می خواهم به تو می دهند بگو صحیح مسلم می خواهم به تو می دهند تمام اینها در کتاب فروشیهای ما هست بگو کتاب منهاج السنه ابن تیمه را می خواهم به تو می دهند بگو کتاب محمد بن عبدالوهاب را می خواهم به تو میدهند ولی شما اجازه نمی دهید تفسیر المیزان بیاید روی گیشه کتاب فروشی ات نمی گذاری کتاب علامه حلی بیاید روی کتاب فروشی در تمام این کتاب فروشیهای ما صحیح بخاری هست در تمام کتابخانه هایمان هم هست گاهی بعضی کتابخانه های ما منابع اهل سنتش بیشتر از منابع شیعه اش است اگر کمتر نباشد ترس ندارد اصلا منبع کتاب است گفت که قرآن می فرماید همه حرفها را بشنوید بهترینش را انتخاب کنید.
من مدینه هم که مشرف بودم سال گذشته تابستان این جزوه ها امسال خیلی پخش می شد فارسی خیلی علیه شیعه تبلیغات بود دیدم بعضی عزیزان می گویند  اینها را نگیرید دور بریزید البته خوب بله اگر کسی واقعا توانش را ندارد خوب نخواند.
بخواند سوال نکند ضرر دارد ولی من این را نمی گفتم به دانشجوها می گفتم آقا بگیرید بخوانید یک پرسش و پاسخ هم برای من بگذارید این شبهات بسیار ساده است بسیار ابتدایی است آدم خنده اش می گیرد از بعضی از این شبهات
یک کتاب نوشته این غفاری که خیلی ضد شیعه است از آن وهابیهای تند است این غفاری یک کتاب نوشته علیه شیعه خیلی هم به زبانهای مختلف چاپش کردند اصول و مذهب شیعه به فضل خدا هم چندین رد قوی در ایران برایش نوشتند و چاپ شده اخیرا دیدم بعضی ها نوشتند بزرگان چند تا رد برایش نوشتند 
این کتاب معلوم می شود کار یک گروه است کار خودش هم نیست چون خیلی گسترده است آنوقت بعضی حرفهایش آدم خنده اش می گیرد در این کتاب می گوید شیعه ها در اذان بعد از الله اکبر نام امام را آوردند رهبری معظم انقلاب رضوان الله تعالی علیه رهبر کبیر انقلاب حالا چیست آقا آمده تکبیر نماز جمعه ها را در تلویزیون پخش می کند ایشان گوش کرده بابا حالیت نیست این اذان نیست الله اکبر الله اکبر الله این شعار نماز جمعه است گوید صدای تکبیرش بلند شد بعدش هم به جای نام رسول الله نام رهبرشان را گذاشتند خوب یکبار تلویزیون ایران را بگیر اذان را گوش بده رادیوی ایران را بگیر اذان را گوش بده ،  این تکبیر نشانه تائید است تائید یک شعار است یک مسئله انقلابی است حماسی است ربطی به اذان ندارد.
این مستمع است بنده خدا تقصیر ندارد ولی این عالم فردای قیامت گیر است که می داند بابا این اذان نیست این اذان نیست تکریمی که ما برای پیغمبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله می کنیم و مردم ما هر کجا نام امام را می شنوند درود می فرستند یا آن بنده خدا یک وقتی اوایل انقلاب یادم است که از همین افراد این اعتراض را روزنامه هم نوشت مرحوم بازرگان یک وقتی یادم است این را در سخنرانی گفت که بعد هم یک دانشجو به او جواب داد گفت آقا چرا به نام پیامبر یک صلوات می فرستید به نام امام سه تا من جای پیغمبر باشم اعتراض می کنم یک دانشجوی نوشت آقای بازرگان سه تا صلواتی که هم به نام امام می فرستیم مال پیغمبر است مال پیغمبر است برای امام که نمی فرستیم وقتی نام امام برده می شود می گویند اللهم صلی علی محمد و آل محمد این معنایش این است ای کسی که فرهنگ رسول الله ترویج کردی تو باعث شدی دین در این کشور طنین انداز بشود حکومت پهلوی ریشه کن بشود کاواره ها مگرهدف پیغمبر چه بود؟ هدف پیغمبر این بود قمار برود شراب برود فساد برود نماز بیاد خدا بیاد تلویزیون مرکز فساد نباشد خوب حضرت امام با این انقلاب بینظرش این را فراهم کرد حالا به نامش این درود را که می فرستند درود بر او که نیست بر پیغمبر است. 
گاهی کج سلیقه گیها این شبهات اینطوری ابتدایی پیش پا افتاده را مطرح می کند اینها فراوان در اینترنت انسان می بیند در جاهای متعدد می بیند در مسائلی که می آید آقا چرا توسل چرا بوسیدن چرا تبرک خوب شما قرآن باز کن قرآن می گوید تابوتی که حضرت موسی صندوقی که حضرت موسی را در آن گذاشته بودند تبرک بود خود آیه قرآن «فیها سکینه »(سوره بقره آیه248) باعث آرامش بود بنی اسرائیل این صندوقچه موسی را نگهداشته بودند که مادرش بچه را گذاشت در آب انداخت در آب نگهداشته بودند در جنگها می گذاشتند پشت یک اسب خالی هم نگه می داشتند می گذاشتند جلو پشت سرش می رفتند می گفتند این باعث تبرک است اگر یک چیزهایی هم در آن نگهداشته بودند مثلا شمشیر موسی الواح موسی اینها را نگه داشته بودند قرآن این را تائید می کند در سوره بقره نگاه کنید اگر آدرس را درست عرض کرده باشم آنجا تائید می کند می فرماید در این تابوت یعنی صندوقچه آرامش بود تبرک بود خوب چطور در صندوقچه ای که  موسی  گذاشته شده این باعث تبرک است ولی ....
آنوقت پیغمبر در این ضریح دفن است این ضریح تبرک نیست امام رضا علیه السلام در این پنجره دفن است ما پنجره را کار نداریم به آن آقایی که آنجا دفن است کار داریم گفت دیوارهای کوچه لیلی را می بوسید مجنون می گفت من به خاطر آن کسی که در این کوچه زندگی می کند این دیوار را می بوسم من کار به کوچه ندارم از این محله برود دیگر اینجا را نمی بوسم می روم هر محله ای که بود آن دیوار آن محله را من تکریم می کنم.
از بحث دور نشویم عوامل حسرت چیست آقا؟ ما تقریبا 6 روز است روی حسرت صحبت می کنیم عوامل حسرت ما چندتایش را گفتیم یکیش این است فان معصیته این فرمایش امیرالمومنین است فرمود مردم یکی از چیزهایی که روز قیامت مردم حسرت می خوردند این است فان معصیة الناصح الشفیق العالم المجرب تورث الحسره هر کس با نصیحت عالم با تجربه مهربان نصیحت کننده مخالفت کند روز قیامت حسرت می خورد لذا روز قیامت قرآن می فرماید می آیند صحرای محشر می گویند یا ویلتا وای بر ما کاش با پیغمبر رفیق بودیم کاش با فلانی دوست نمی شدیم « یا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا »(سوره فرقان آ یه28) کاش با فلانی رابطه برقرار نمی کردیم.

روایت دیگر :

عامل دیگر حسرت :

خوب من یک روایت دیگر بخوانم و شما را دعا کنم یکی از روایتهای دیگری هم که قابل توجه است این است یک عامل حسرت دیگر و این بحث را امروز جمع کنم و انشاءالله فردا دیگر یکی دیگر از اسامی قیامت را بگوییم این روایت هم از امیرالمومنین است حکمت 429 نهج البلاغه است فرمود : ان العظم الحسرات یوم القیامه بزرگترین حسرت روز قیامت این است چیست آقا؟ رجل کسب مالا فی غیر طاعه الله کسی که یک پولی را از حرام در آورده از معصیت در آورده آقا ربا رشوه خمس نداده زکات نداده مالی را درست به دست نیاورده مرده این مال به دست وارثش رسیده وارثش درست خرج کرده خمسش را داده زکاتش را داده به فقرا داده وارث درست خرج کرده چون وارث که دیگر کار ندارد مال از کجا آمده وظیفه هم ندارد تحقیق کند پولی که از پدرش به ارث رسیده خرج کرده در مسیر درست فورثه رجل فانفقهوا فی طاعه الله فرمود روز قیامت این آدم حسرت می کند می بیند وارث با پول این بهشتی شده این با پول خودش جهنمی شده حسرت می خورد من در آوردم این پول را این با آن بهشتی شد یا حالا وارث که اینجا گفته نگفته وارث حتما اولاد اصلا اولاد نداشت به دولت رسید به یک موسسه خیریه رسید آنها هم در کار خیر خرج کردند آنها با این پول بهشتی شدند و این با این پول جهنمی لذا مالی که صاحبش خودش از آن بهره نبرده دیگران از آن بهره بردند این هم باعث حسرت است.

عامل دیگر حسرت قیامت  

همچنین روایت داریم عالمی هم که روز قیامت می آید محشر می بیند مستمع هایش حرفهای این را گوش کردند بهشتی شدند اما خودش عمل نکرده او هم خیلی حسرت می خورد می گوید ای بابا این حدیثها را من برای مردم خواندم این آیات را من خواندم این نصیحتها را من کردم این بابا گوش کرد توبه کرد بهشتی شد خودم جهنمی شدم و لذا عالمی که به علمش عمل نکرده ولی دیگران گوش کردند کتاب این آقا را خواندند رفتند بهشت اما خودش عمل نکرده فرمود این دو گروه خیلی حسرت می خورند یکی کسی که مال از حرام در آورده به ارث رسیده وارث با آن مال بهشتی شده این جهنمی یکی عالمی که صحبت کرده مردم با علمش بهشتی شدند اما خودش  جهنمی .
داشتیم هم در زمان انقلابمان داشتیم هم در زمان قبلش دیده بودیم افرادی که ترویج می کردند از امام از انقلاب از ولایت از دین اما گاهی می دیدیم خودشان متاسفانه اعتقاد عملی و پایبندی عملی نداشتند به این مطالب این خیلی خطر است که ما با ولایت با امام از طریق شما آشنا شدیم شما امام را با ما آشنا کردی خودت جلویش ایستادی این خطر است .
جناب زبیر امیرالمومنین را تو به ما معرفی کردی تو در خانه اش جمع شدی مردم را کشاندی تو در آن شورای شش نفره به نفعش کنار رفتی گفتی جایی که علی است من کاره ای نیستم تو آمدی پای وصیتنامه همسرش را امضا کردی خوب حالا خودت در جمل جلویش ایستادی این همان است که یک کسی با نصیحت تو آمده علوی شده ولایتی شده امامی شده اما خود تو عاقبت به خیر نشدی.
لذا می گویند :المومن لا یزال خائفا من سوء عاقبته(بحارالانوار ج6ص176) مومن همیشه از پایان کارش باید بترسد.

ذکر مصیبت :

خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما خوب به همین میزان دیگر اکتفا کنیم و دو سه جمله عرض ارادت و عرض مصیبت به پیشگاه مقدس اباعبدالله علیه السلام گفتند ذکر مصیبتی امروز از نازدانه اباعبدالله علی اصغر آن باب الحوائج و آن شخصیت بزرگواری که نزد خدا مقام ویژه ای دارد اصولا کودکان نزد خدا چون بی گناه هستند دیگر شما دیدید وقتی نماز باران هم می خواهند  بخواند می گویند بچه ها را از مردم جدا کنید یک گوشه ی دیگری خود دعای بچه ها یک اجابت ویژه ای دارد لذا این کودکان در کربلا هم رقیه بنت الحسین که برادر عزیزمان از او ذکر کردند و مداحی کردند درباره آن شخصیت بزرگوار و چه زیبا این تعبیر که اباعبدالله سرهای زیادی را به دامن گرفت و سر خودش را کربلا کسی به دامن نگرفت تا رقیه که در شام سر بابا را به دامن گرفت خیلی تعبیر قشنگی است که سر اباعبدالله اگر روی دامن کسی قرار نگرفت روی دامن دخترش و نازدانه اش در خرابه شام واقع شد اینها نزد خدا مقام دارند گرهها را زود باز می کنند اینها چون خودشان هیچ در واقع زندگیشان براساس مبانی دینی تبیین شدند کودک هستند آن معصومیت آن طفل بودن واسطه شدن نزد خانه خدا و لذا فراوان بزرگان ما علمای ما شخصیتهای ما در گرفتاریهایشان متوسل به علی اصغر اباعبدالله شدند و نتیجه گرفتند چون خون مظلوم است خونی است که بی هیچ مبارزه ای بی هیچ سخنی خوب بقیه کربلا جنگیدند مبارزه کردند اما این نازدانه نه سخن گفت نه مبارزه کرد نه بیانی به زبان راند وجود مقدس اباعبدالله وقتی آمدند مقابل خیمه بعضیها نوشتند امام نخواست از مادرش بچه را بگیرد که نگاهش در نگاه رباب نیفتد سخت بود برایش لذا صدا زد یا اختاه ناولینی ولدی الصغیر خواهرم نازدانه ام را بیاور من ببینم امام حسین بیشتر حرفهایش را روز عاشورا با زینب زده پیراهن کهنه از زینب خواسته علی اصغر را از زینب خواسته میدان رفته زینب طرف قتلگاه آمده در نماز شب سفارش به زینب اینجا هم بچه را از خواهر بزگوارش گرفت نگاه کرد شیر برای یک بچه همه چیز است هستی این بچه است لبهای خشکیده علی صورت پژمرده علی این نازدانه در مسیر هم اذیت شده چون این بچه در کربلا از مدینه تا کربلا در سن کوچکی است دیگر ایشان قاعدتا اگر شش ماه داشته باشد باید بخش عمده ای از عمرش را در همین مکه و مسیر کربلا طی کرده باشد و لذا تا نگاه اباعبدالله به نازدانه افتاد نمی دانم چه کشید بر یک پدر خیلی سخت است بعضیها نوشتند آورد مقابل بعضیها نوشتند همان جلوی خیمه اما تعبیر این است اباعبدالله یک وقت نگاه کرد دید نازدانه اش غرق خون است با همان قنداق خودش کفنش کرد یک بدن امام حسین کفن کرده نماز خوانده به خاک سپرده آن هم بدن علی اصغر است آمد پشت خیمه روی زمین گذاشت نماز خواند نمی دانم نماز صبر خواند نمی دانم نماز میت خواند به هر حال بر نازدانه اش نماز خواند اللهم هذا عبدک و ابن عبدک خدایا این نازدانه بنده توست پسر حسین توست امشب مهمان توست اینقدر بر اباعبدالله سخت گذشته که بعضی نوشتند روز عاشورا خدا یکجا به حسین تسلیت گفت آن هم همین جا بود یک وقت ندا آمد حسین رهایش کن دعوه فان لهو مرضع فی الجنه ما خودمان در بهشت مواظب او هستیم ما خودمان برای نازدانه ات دایه می گذاریم مرضع می گذاریم بعضیها این شعر را به سکینه بنت الحسین نسبت دادند آمد کنار بدن گفت برادرم عزیزم چون سکینه با علی اصغر از یک مادر هستند گفت عزیزم برادرم هر بچه ای را در دو سالگی با یک بهانه ای از شیر می گیرند مادرها مواظب هستند بچه را که از شیر می گیرند اذیت نشود آزار نبیند بمیرم برایت که در شش ماهگی تو را با تیر سه شعبه از شیر گرفتند تو را از شیر برای همیشه جدا کردند لیتکم فی یوم عاشورا جمیعا تنظرونی کیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی. 

سخنران حجت الاسلام رفیعی


نظرات (۰)

فرم ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره سايت

وحید کیانی

الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفی‏ بِاللَّهِ حَسیباً39 ( این سنّت خداست در حق ) آنان که تبلیغ رسالت خدا کنند و از خدا می ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی ترسند و خدا برای حساب به تنهایی کفایت می کند.

اطلاعات سايت

  • پست الکترونيک:
  • مدير سايت:
  • تاريخ امروز:
  • وحیدکیانی
کپی برداری از مطالب سایت با دادن لینک کاملا شرعی و قانونی است
  • صفحه نخست
  • وحید کیانی